فرهنگ شب‌های بیدار رمضان و نقش جوانان در ایجاد تغییر مثبت

در حالی که پاکستان با بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند، رمضان امسال فرصتی برای تقویت فرهنگ همدلی و مسئولیت‌پذیری جوانان فراهم کرده است، از توزیع افطار در محله‌ها تا بازسازی روح جمعی جامعه.

فرهنگِ شب ‌های بیدارِ رمضان؛

در طول این دو هفته سفر، در هیچ هواپیمایی روزنامه‌ای برای مطالعه نیافتم؛ به مردم گفته می‌شد که با تلفن‌های همراه خود کار کنند و خبرها را جست‌وجو نمایند. به هر حال، در دست پیرمردی روزنامه‌ای دیدم و تیتر آن توجهم را جلب کرد: کارشناسان اقتصاد می‌گویند که در سه سال گذشته اقتصاد ما پیوسته رو به افول بوده است؛ در حالی که رهبران ما برای استقبال از سران کشورهای دیگر فرش‌های قرمز گسترده‌اند و خود نیز در دیدار با رهبران جهان این نکته را مطرح کرده‌اند که اقتصاد پاکستان از همه اقتصادهای جهان بزرگ‌تر خواهد شد و هزاران و میلیون‌ها نفر روزی به دست خواهند آورد. اما با گشودن یک چشم دیدم که هنوز نه دولت به ثبات رسیده و نه آن لحظه‌ای فرا رسیده است که درباره صدها نفری که در زندان نگاه داشته شده‌اند، کسی شعاری سر داده باشد. معلوم نیست در خانه‌های آنان روزها و شب‌ها چگونه می‌گذرد. چنین به نظر می‌رسد که پاکستان است و تروریست‌ها؛ هر روز پیکرهای تروریست‌ها و ادعاهای صلح، و باز همان روز و شب‌ها. وضعیت جاده‌ها چنان است که هر روز چندین اتوبوس، به سبب ناتمام بودن راه‌ها، به توده‌ای از اجساد بدل می‌شوند. هر روز زندگیِ تازه‌عروسان ویران می‌شود و با این حال زندگی همچنان جریان دارد.

اکنون نقشه‌ای دیگر: همان پاکستان شرقی که ۶۵ سال پیش از پاکستان جدا شد و کشوری مستقل ساخت. آنجا نیز سیاستِ دو زن، کشور را به ویرانی کشاند. سرانجام زنی که از کشته شدن صدها دانشجو خرسند می‌شد، اکنون در پناه هند است و زن دیگر پس از چند روز زندگی بیرون از زندان، از دنیا رفت. سیاست سرانجام دید که انتخابات با جدیت کامل برگزار شد؛ در یک روز آرا شمارش شد، روز بعد مجلس تشکیل گردید، یونس صاحب که رئیس‌جمهور موقت بود، خود کنار رفت و طارق رحمان، پسر خالدہ، از اعضا سوگند می‌گرفت. در خیابان‌های داکا زندگی در جریان بود؛ نه دشمنی‌ای و نه نزاعی. هرچند در کشورهای دموکراتیک، جابه‌جایی قدرت امری رایج است، اما گویی سرنوشت پاکستان چیز دیگری است. درباره هر موضوعی گفته می‌شود: «این گام مورد پسند سراسر جهان خواهد بود.» کارگران ما زبان آن کشورها را نمی‌دانند و ما نیز زبان آنان را؛ پس کار چگونه پیش رود که نیمی بازمی‌گردند و دوباره همان پیشه خانوادگی را پیش می‌گیرند. به ظاهر نهادهای نو بسیاری تأسیس شده‌اند، اما چه کسانی در آن‌ها رنگ تازه می‌آورند؟ مهندسان و مدیران بازار تربیت می‌شوند.

اکنون در برابر ما، از غزه تا کشمیر، همه جا کمیته‌های صلح موضوعی در سطح جهانی تشکیل شده است؛ اما اسرائیل حتی در کرانه باختری نیز اعلام تصرف کرده است. ما حتی از عهده اداره حکومت نامعلوم افغانستان برنمی‌آییم. هر روز بیرون کشیدن اجساد از زیر آوار و سپس حادثه‌ای تازه؛ گاه باید بلوچستان را سامان دهیم و گاه پیرامون پیشاور جرگه‌ها و تصمیم‌هایشان را. قانون کجاست؟ تمام حکومت پاکستان بر سیاست جرگه ‌ها استوار است. در چنین شرایطی، آن بازی‌ای که به‌ویژه در میان جوانان طوفان برمی‌انگیخت، یعنی کریکت، نیز به مزایده گذاشته شده است؛ تجاری شدن و چنین خوار شدن، همچون بی‌آبرویی کشور در برابر هند در مسابقات (تی۲۰.) با سرپوش گذاشتن، کار درست نخواهد شد.

اکنون رمضان فرا رسیده است؛ تأکید بر چه خواهد بود؟ این‌که هر روز افطار کجا بهتر است و در سایه کدام وزیر به دست می‌آید؟ این تجربه‌ای تازه نخواهد بود. اکنون همه رستوران‌ها و هتل‌ها تا افطار و سحر بیدار خواهند ماند. چرا چنین نمی‌شود که در هر منطقه، مرکز بزرگ افطار به جای هتل، مسجد باشد؟ در این صورت شأن امام نیز بالا می‌رود و ساکنان محله نیز خود را محترم خواهند دانست. برخی اعتراض خواهند کرد که در مسجد کجا برای افطار هفت یا هشتصد نفر جا هست. این‌ها تنها سخن است؛ هرچه دولت، نمایندگان مردم و اعضای مجلس بخواهند، ممکن است. این مسئولیت را به جوانان ما بسپارید و ببینید. نمونه‌اش پیش روی شماست: جوانان کراچی با چه محبتی برای هر خودرو و هر رهگذری افطار توزیع می‌کنند. به یاد داشته باش، ای غافل، که این نیز از امور ممکن است.

عنوان: فرهنگِ شب ‌های بیدارِ رمضان؛

[1]نویسنده: کشور نا هید

ترجمه: دکتر محمد عسکری

[2]منابع: https://jang.com.pk/news/1558161

 

[1] یکی از برجسته‌ترین شاعران، نویسندگان و ستون‌نویسان ادبی اردو در پاکستان است که نقش مهمی در ادبیات معاصر، فمینیسم و نقد اجتماعی ایفا کرده است.

کد خبر 26135

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =